حالا که جق جقه اي هم مي تواند بخنداندم.
چرا به حرف هاي شما دلخوش نباشم.
و به قشنگي هاي زندگي
اصلا با هم مي رويم قدم مي زنيم!
و سر چهار راه که رسيديم... ترمز مي کنيم.
مثل تمام تکنولوژي هاي قرن اخير.
حالا که عقلمان به قصور زندگي در کرهء ماه هم مي رسد.
حالا که بلوغ اطلاعاتي مان دستخوش تغييرات اساسي شده
و از حيث دسترسي به تازه ترين اخبار انتخابات رياست جمهوري آمريکا هم دچار مشکل نيستيم
چرا حافظ و دير مغانش.که معلوم نيست به کدام حوزه سياسي اجتماعي تعلق دارد.
زنده باد فوکوياما
و لپ تاپ هاي ميدين انگلند.
اصلا به ما چه که:
در کنار خطوط سيم پيام
خارج از ده دو کاج روييدند.
ساليان دراز رهگذران
آن دو را چون دو دوست مي ديدند.
ما که معاشقه هاي مجازي مان هم مثل نهار خوردنمان رو به راه است.
ما که خوب ياد گرفته اييم همديگر را اينترنتي ببوسيم.
و با کليک کردن روي اسم يکديگر
دردهاي مشترکمان را به سايتهاي مختلف تقليل بدهيم.
ما که خوب ياد گرفته ايم خودمان را توي گوگل سرچ کنيم.
چرا گريه کنيم...
ما که گمانم هر چقدر هم بگرديم
نه توي چشم هاي شما
نه بين کتاب هاي من
چيز مشترکي پيدا نمي کنيم.
بگذاريد به همين مهماني هاي ماهي يکبار اينترنتي راضي باشيم.
و به خريد آجيل شب عيد
نه شما توي درد سر بيفتيد
نه من ضعف اعصاب بگيرم
قدم بزنيم!
هر جا که خواستيم ترمز کنيم.