همسر عزيزم؛
تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم؛ در اين مدتي كه مبتلا به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آيينهي قلبم منقوش است. عزيزم؛ اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. (حال) من با هر شدتي باشد ميگذرد ولي بحمدالله تاكنون هر چه پيش آمده، خوش بوده. الآن در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتاَ جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا، خيلي منظرهي خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم، همراهم نيست كه اين منظرهي عالي به دل بچسبد. به هر حال امشب، شب دوم است كه منتظر كشتي هستيم. از قرار معلوم و معروف يك كشتي فردا حركت ميكند... . خيلي سفر خوبي است. جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلم براي پسرت قدري تنگ شده... .
ايام عمر و عزت مستدام
تصدقت؛ قربانت
***
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايند كه مرد زير زبانش پنهان است. به ديگر سخن همان ضرب المثل معروف كه : تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد. اما من فكر مي كنم مي شود اين را هم گفت كه مردها را ميتوان در پشت قلبهايشان نيز يافت. درست كه خاصيت مردي،بيشتر به سمت و سوي زمختي و درشتي و صلابت ميرود، اما مردانگي مرد اين نيست كه يكسره، از روحيهاي خشن و رفتاري غير قابل انعطاف برخوردار باشد. مردانگي أن است كه صلابت و اقتدار مردي را با انعطاف و طبع لطيف بياميزد. راستي! چه اشكالي دارد مرد گاه گاهي كه دلش تنگ ميشود، اشكي هم بريزد؟!
نامهي چهارم از مجموعهي چهل نامه را از نامههاي حضرت امام خميني ـ قدس سره الشريف ـ انتخاب كردهام. شايد براي خوانندهاي كه اولين بار اين نامه را ميخواند، باور صحت نامه كمي دشوار باشد. اما اين را بايد در نظر أورد كه بزرگي و بزرگ منشي و صلابت و استواري امام، كه مشخصه و ويژگي بارز چهره و رفتار اوست، مانع از أن نميشود كه روحيهاي لطيف و طبعي روان نداشته باشد. تاريخ نامه را گشتم ولي نيافتم. فكر ميكنم به دلايلي مربوط به پيش از دههي چهل باشد. اما به هر حال نامهي زيبايي است كه جنبه و وجههي لطيف و شيرين امام را به تصوير مي كشد. امام قلوب يك امت را فتح كرد و أن چه كه اين نامه به ديدگان مينشاند أن كه همسر گرامي امام هم خوب توانسته بود، قلب امام را فتح كند!