دختر نمونه
چهار راه ولیعصر رو انتخاب کرده بود، چون مرکز شهر و محل گذر دانشجوها و هنرمندها و آدمحسابی ها بود. پیش خودش گفت اونهایی که پز روشنفکری و رمانتیک بازی میدن، از کنار یه دختر جوان شیشه پاک کن بی
موازی
پسرك پريد لبهي جوي آب و سعي كرد تعادلش را حفظ كند و شروع كرد به راهرفتن. دخترك اما لبهي ديگر جوي آب را انتخاب كرد؛ دوست نداشت پشت سر پسر باشد. فكر كرد اينجوري هميشه كنار هم هستند. سرش
عشق پستي
با سرعت انگشتانش را روي دكمهها فشار ميداد و حروف به سرعت به هم ميچسبيدند و روي صفحه حك ميشدند. «از همان روزي كه تو را ديدم فهميدم كه تو با همه فرق داري. تو مثل دخترهاي ديگر نبودي و
شكستني
حالا كه شكستي، بدون آنكه ارزشي برايت قائل شوند؛ چه فرقي ميكند كه قلب يك پسر بودي يا يك دختر
ديو و دلبر
چشم در چشم دلبرش دوخت و آرام گفت: دوستت دارم ولي, زيباي من آيا عشق ديوي را باور ميكني؟با لبخند گفت: عشق از ديوصورتان بعيد نيست عزيزم, از ديوسيرتان محال است. و ديو عاشق ديگر ديو نبود.
چای خواستگاری
مادرش ميگفت: "دخترم! بگذار راحتت كنم تمام زندگي آينده ات بستگي به همين چند دقيقه چاي آوردن دارد. پايت را كه از آشپزخانه گذاشتي بيرون اول خوب همه جا را نگاه كن بعد سرت را پايين بنداز و با صداي
آدم برفي
يکي از آدم برفيها وسط اومده بود و داشت با اون دماغ هويجي و چشمهاي دکمهايي و دهن زيپي اداي با ناز راه رفتن و حرف زدن بهار خانوم را در ميآورد.بلند مي خنديدنصداي پاش که اومد.آب شدناز خجالت.
شاعر
هر کی از جلسه بیرون میومد به خاطر شعری که خونده بود بهش تبریک میگفت؛ آشفته بود و ناراحت؛ ناراحت واسه دختر شهرستانی جدید الورودی که هر چی فکر میکرد، صداقت و سادگیش با بی معرفتیا و دغلبازیای این پسری
او
از روز اولي که دخترک مي خواست دبيرستاني شود، در راه او را مي ديد؛ و از همان روز اول احساس کرد که او با بقيه فرق دارد. خوشتيپ تر، با کلاس تر، و.... هماني که او هميشه در ذهنش
قرار ملاقات
بزبزقندي كه رفت دنبال غذا، شنگول و منگول بيتوجه به حرفهاي حبهانگور رفتند پاي اينترنت تا با دوست جديدشون كه ميگفت يك بزغاله جوانه چت كنند! قبل از برگشتن مامان يك قرار ملاقات براي فردا گذشتند، صرفا براي آشنايي بيشتر!فردا
موازي
پسرك پريد لبهي جوي آب و سعي كرد تعادلش را حفظ كند و شروع كرد به راهرفتن. دخترك اما لبهي ديگر جوي آب را انتخاب كرد؛ دوست نداشت پشت سر پسر باشد. فكر كرد اينجوري هميشه كنار هم هستند. سرش